به گزارش خبرگزاری حوزه، سلسله گفتمانهای «ظرفیتهای تأویلی پیادهروی اربعین» در نشست علمی «اربعین؛ فناوری اجتماعی تحقق خونخواهی (هیأت، اربعین، مقاومت، خونخواهی)» با حضور جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه در پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) برگزار شد. محمدهانی ایرانمنش، فعال فرهنگی در حوزه اندیشه انقلاب اسلامی، دریچهای نو به سوی پدیدهشناسی اربعین گشوده است. محور اساسی این گفتار، نقد رویکردهای تقلیلگرایانه و امنیتی به تحولات اجتماعی اخیر (بعثت مردمی) و بازخوانی ظرفیتهای اربعین به عنوان یک «فناوری اجتماعی» برای تحقق هدف متعالی خونخواهی است.
مقدمه ابتدایی:
فناوری و رویکرد فناورانه متأثر از رویکرد راهبردی ماست و اتخاذ رویکرد راهبردی در فناوری و رویکرد فناورانه ما تأثیر جدی خواهد گذاشت. ما دستکم در طرح بحثی که اکنون داریم با سه پدیده طرف هستیم که این سه پدیده رویکردهای راهبردی متفاوتی به آن وجود دارد. وقتی میگوییم تأثیر فناوری اربعین در خونخواهی، عملاً این رویکردهای راهبردی نوع مواجهه ما را با پدیده خونخواهی و اربعین و این وضع تاریخی تغییر میدهد.
آن سه پدیده:
یکی پدیده خود بعثت مردمی است که ما با آن مواجه هستیم و این حضور و تجمعات و حرکتها و اجتماعات، چند رویکرد راهبردی به آن وجود دارد.

دوم پدیده اربعین است. اربعین از همان روزی که تبدیل به یکی از پدیدههای جدی و پربسامد در لااقل جامعه ایران و در عراق کنونی شد، اتفاقاً محل تنازع راهبردها و رویکردها بوده و سطوح بالایی از تنازع را ما در اربعین شاهد بودیم.
مسئله سوم زمانه است؛ این که ما در چه زمانی ایستادهایم و این زمانه چه اقتضائاتی دارد و چه ماهیتی دارد. این هم یکی از پدیدههاست که با فهمهای متفاوت ما، نوع مواجهه ما هم با اربعین، هم با بعثت مردم، هم با فناوریهایی که میخواهیم از آن اخذ کنیم برای خونخواهی متفاوت میشود.
صورتبندی اول، بعثت مردمی:
در رابطه با مسئله اول(بعثت مردمی)، تلاش میکنم معطوف به این سه موضوع، فهرستی از رویکردهای راهبردی را عرض کنم که اتفاقاً همین الان خیلی از اینها طرفدارانی دارد و این طرفدارانی که این رویکردهای راهبردی را دارند، به ازای آن راهبردهایی را توصیه میکنند.
در رابطه با موضوع بعثت، ما با پنج رویکرد جدی طرف هستیم.
رویکرد اول، رویکرد نفی است؛ اساساً ماهیت این قصه و این پدیده را نفی میکند. تعبیرهایی مانند این که ما با تجمعات اقلیت مذهبی طرفیم، یا حتی تعبیرهایی که گاهی گفته میشود با کودتای اقلیت در کف خیابان طرفیم. اینها رویکردهایی است که نفی بعثت میکند، نفی حضور میکند، نفی جنبش میکند، نفی نهضت میکند و اتفاقاً اینها را برساخته دستگاههای امنیتی، بسیج و انسجام نظام میداند و آنها را به عنوان یک پدیده تاریخی اثرگذار، بعثت را نفی میکند.
رویکرد دوم، رویکرد تقلیلگرایانه است. میگوید بله ما با تجمعات خیابانی و حرکتها و راهپیماییهایی طرف هستیم، اما عدد قابل اعتنایی هم نیست، اتفاق خیلی مهمی هم نیست، همان بوده که همیشه بوده، چیز قابل اعتنایی نیست و اهمیت تاریخی ماهوی ندارد این پدیده.
این دو رویکرد را میتوان نقد کرد و رد کرد. اما سه رویکرد دیگری که عرض میکنم، سطحبندی رویکردهای راهبردی است. یعنی در سطوح مختلف، کسانی هستند که به پدیده بعثت باور دارند، به نهضتوارگی و جنبشوارگی پدیده باور دارند، اما سه سطح متفاوت است.
(رویکرد سوم) سطح اول، سطح کارکرد مثبت این پدیده برای وضع کنونی انقلاب است. میگوید ما الان در وضعیتی هستیم که در حال جانشینی ولایت فقیه هستیم، در وضعیت بیعتیم، در وضعیت احتمال کودتای داخلی، در وضعیت احتمال اغتشاش و غیره، و این تجمعات عملاً ما را استحکام میبخشد و بحران و چالشهای کنونی را مدیریت میکند و ما را از این برهه عبور میدهد. یکی از بحثهای جدی این رویکرد از روز اول این تجمعات، پایانبندی باشکوه بوده است. یعنی جزو بحثهای جدی آنها در جلسات متعدد این بوده که چگونه مدیریتش کنیم، چگونه کنترلش کنیم، چگونه بیشتر در دست باشد این پدیدههایی که رقم میخورد و به ازای آن چگونه این را به یک نقطه پایانبندی برسانیم.
منظور من از بعثت، هم مفهوم تجمعات خیابانی و این جنبش خیابانی است، هم اجتماعات بزرگی که در این ایام مرتب و مفصل داشتیم، هم فضای انگارههای ذهنی که رقم خورده، هم تابآوری اجتماعی که وجود دارد، انقلاب ذهنی، افزایش سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد به مسئولین، یعنی بغض مشترک و دشمنی مشترک، یعنی امید به آینده. همه اینها را جزو مصادیق این بعثت میدانم که ما در همه چیز جهشهای بینظیری را شاهد هستیم که طبیعی نیست.
رویکرد چهارم، مسئله تبدیلی حضور است. یعنی میگوید مهمترین مسئله و راهبرد من در نسبت با این بعثت این است که یک حضوری رقم خورده، این حضور هم مؤثرتر شود، هم به نقشآفرینی مؤثر تبدیل شود، هم ماندگار شود، هم نهادینه شود. این هم یک رویکرد است.
رویکرد پنجم، رویکرد تمدنی تحولی است. میگوید ما واقعاً با یک نهضت و بعثت طرف هستیم و تاریخ نشان داده که در لحظاتی که با چنین پدیدهای مواجه هستیم، این استعداد و این قابلیت وجود دارد که تحولات چشمگیر بزرگ را بتوانی رقم بزنی. یعنی میتوانیم بگوییم ساخت سیاسی ما پس از این بعثت میتواند زیر و رو شود، میتوانیم بگوییم جریان سازماندهی اجتماعی ما و نهادهای اجتماعی میتواند دگرگون شود، میتوانیم بگوییم این نقطه میتواند مبدأ شکلگیری دهها بلکه صدها نهاد باشد. سابقه این سالهای ما هم نشان میدهد که این قابلیت و استعداد وجود دارد.
این رویکردهای متفاوت به بعثت، مواجهه راهبردی ما را با پدیده بعثت و ایدههای ما را تغییر میدهد.
صورتبندی دوم، اربعین:
اربعین از روز اولی که تبدیل به یک موضوع در جبهه انقلاب و در جامعه ما شد، اتفاقاً مرغزار تنازع و رقابت راهبردها بوده است. از دو راهبرد کلان: گسترش اربعین و انبساط اربعین، و در مقابل محدودسازی اربعین که خود برآمده از رویکرد فرهنگی اجتماعی تمدنی به اربعین یا رویکرد امنیتی به اربعین بوده است. از روز اول تا الان که بنده در این جمعهای اربعینی و اتاق فکرها و مجموعههایش حضور داشتم، این دو رقابت جدی با هم داشتند. خدا رحمت کند، یادم است در محضر شهید رئیسی، دوستانی که رویکرد امنیتی داشتند گفتند که چون شما آقای رئیسی هستید و اربعینی هستید، دیگر دو هزار و پانصد تا را با هم جمع کنیم؛ یعنی بیشتر از دو هزار و پانصد نفر خطرناک است، پدیده خطرناکی است، امنیتی میشود اربعین. آقای رئیسی برآشفتند و این دو رویکرد جزو تنازعات جدی این صحنه است.
یا مثلاً رویکرد بسط آیینی اربعین یا نگهداشت اربعین در همین پدیدهای که در عراق دارد رخ میدهد. از بست جغرافیاییاش که مصداقش جاماندگان و تجمعات جهانی و غیره است، تا بست زمانیاش یعنی گسترش اربعین به زمانهای دیگر و سنت اربعین به زمانهای دیگر مثل اتفاق شهادت امام رضا در مشهد، تا بست مخاطبین و گسترش فضای اربعین به مخاطبان گستردهتری از زائران و خادمانی که در صحنه حضور دارند، تا بسط آیینی و بست معنایی و بست هویتی برآمده از تاریخ کنونی.
این پدیدههای مهمی است. یا دو رویکرد محیط آیینی درونگرا یا حرکت برونگرای دارای رسالت و کارکرد.
بر اساس رویکرد درونگرا، نگاه آن بود که اربعین دارد رخ میدهد، باید رفت درون این و شروع کرد به اصلاح کردن مراسماتش، قویتر شدن، نوع حرکت، انحرافات و اعوجاجاتی که تهش رخ میدهد را از آن زدود و عمق معرفتی به آن بخشید.
رویکرد برونگرای کارکردگرا و رسالتگرا میگوید اساساً نقطه اصلی تمرکز راهبردی این است که این معجزه رخ داده، این کارکرد تاریخی امروز را دارد، تو باید بروی آن نقطه تمرکز را بگیری. به عنوان مثال، مقام معظم رهبری میفرمودند که همانطور که سفر اربعین کاروان اسرا نقشه تبیینی بنیامیه را به هم ریخت، هر سال اربعین باید دستگاه تبلیغاتی دشمن را به هم بریزد و اساساً نقشههای تبلیغاتی دشمن را به هم بریزد. این کاملاً کارکرد برونگرا برای پدیده اربعین است و راهبردها و نوع تعاملات را تغییر میدهد.
یا مسئله این که این اجتماع، اجتماعی شیعی است یا اجتماعی اسلامی است یا اجتماعی احرار عالم است. این کلاً مواجهه شما را با مدل روایت اربعین و مدل نمودش و مناسکش و خیلی چیزهای دیگر تغییر میدهد. از روز اول این دعوا بسیار پررنگ بود. یک بخشی از دوستانی که اساساً ضد اربعین بودند در روزهای شروع و علیه آن مطلب مینوشتند، دوستان معمولاً حقگرایانه ما و وحدتگرایانه بودند که شما دارید مناسک شیعی در مقابل حج برپا میکنید، و البته برخی از علمای ما هم تعبیرهایی مانند حج شیعی و غیره داشتند.
یا این که اربعین یک پدیده برآمده از تاریخ کنونی ماست که به طور خاص بیداری اسلامی و مقاومت و انقلاب اسلامی نقش پررنگی در آن ایفا میکند، یا اینکه اربعین یک سنت تاریخی است که به علت آزاد شدن فضا در عراق دوباره رشد پیدا کرده، اصلاً یک قابلیت درونی در آن بوده و این یک رشد طبیعی داشته، یک رشد انفجاری طبیعی داشته و این رخ داده است. این دو رویکرد مواجهه شما را خیلی تغییر میدهد. رویکردی که شما اساساً آن را در یک بستر تاریخی بیداری اسلامی معنا میکنی و اتفاقاً اربعین از مصادیق مهم بیداری اسلامی و حرکت انقلاب در این موقعیت تاریخی میشود.
چندین رویکرد از این دست که چند جلسه مختلف، یک بار هم در تلویزیون، این را تأمین کردم که اینها در سندنگاریها، در برنامهریزیهای اربعین در این سالها دعواهای بزرگی داشته است. همین جاماندگان در حد مرجعیت کار بالا گرفت و خود آقا ورود پیدا کردند، در حد اینکه برخی سازمانهای جمهوری اسلامی طرفدار یک ور بودند و برخی سازمانهای دیگر و تنازعات بالا گرفت و اینها کاملاً رویکردهای عملیاتی و راهبردی را تغییر میدهد.
مسئله سوم، زمانه:
من یک عبارتی در باب زمانه میگویم: ما در یک جنگ وجودی ترکیبی تمامعیار برآمده از تحولات نظم نوین جهانی میان محور مقاومت و محور شرارت هستیم و این جنگ طولانیمدت و از طوفانالاقصی شروع شده است. تک تک این واژگانی که گفتم نظرات مخالف دارد و رویکردهای راهبردی مخالف دارد. آقا جنگ کوتاهمدت، دوازده روزه و چهل روزه بوده، از طوفان شروع نشده، بین محور مقاومت نیست، بین ایران و آمریکا و ایران و اسرائیل است. یا اساساً این جنگ وجودی نیست یا ترکیبی نیست یا برآمده از تحولات نظم نوین نیست. اینها تکتک نوع مواجهه ما را با این زمانه تغییر میدهد. شاید مهمترین موضوع این زمان ما جنگ است.
حالا درباره خونخواهی، مدعای اولم را بگویم. رویکرد راهبردی ما، نوع فهم ما از فناوری را تغییر میدهد. یعنی من وقتی به اربعین این رویکرد را دارم، آن وقت فناوری اربعین برای من معانی متنوع و مخالف و متضادی پیدا میکند با رویکردهای راهبردی متفاوت، و این فناوریها در خونخواهی اثر خود را میگذارد.
چند نکته درباره خونخواهی عرض میکنم.
اولاً خونخواهی در این نگاه به مسئله بعثت و مسئله اربعین و در این زمانه، میتواند یک نگاه نهادوارگی به آن بشود و مثل اتفاقی که برای بنیاد پانزده خرداد و سلمان رشدی افتاد، میتواند یک نگاه تخصصی نظامی به آن بشود، میتواند یک حرکت نهضتی باشد.
اربعین و بعثت به ما این را میرسانند که ما میتوانیم به مسئله خونخواهی با یک رویکرد بعثتی و نهضتوار نگاه بکنیم و اساساً به سراغ نهضت خونخواهی برویم. تفاوتش چیست؟ تفاوتش این است که در نگاه نهضتی، تمام خونخواهان دارای تکلیف و وظیفه و حرکت و نسبت نقشی با خونخواهی هستند، اما در آن کارها، نسبت بقیه با خونخواهی نسبت مطالعه و مطالبهگری است. عدهای قرار است این انتقام و خونخواهی را انجام دهند.
رویکرد تمدنی تاریخی، خونخواهی را میتواند در حد قصاص و ترور پایین بیاورد یا در حد یک تحول تاریخی تمدنی و امتی برای ما جلوهگر کند. من اگر بعثت را یک تجمع عادی ببینم، نه یک مبدأ تحولات تمدنی داخلی، اگر اربعین را یک مناسک تاریخی که با آزاد شدن محیط سیاسی عراق یک رشد طبیعی پیدا کرده ببینم، نه یک پدیدهای که میتواند تاریخ جدید و نظم جدید و تحولات جدید و در بعد تاریخ تولد رقم بزند، این خونخواهی هم یک چنین قوارهای پیدا میکند که یک انتقام دیگر. یک انتقام و حرکتی که بتواند یک جریان بزرگ تمدنی رقم بزند نمیتواند از آن برداشت کرد.
مسئله بعدی، شکلگیری هستههای مقاومت اربعین است.
ما سالها علاقه داشتیم که از پدیده حج برای شکلگیری گفتگوی امتی و سامانه هستههای مقاومت به عنوان فناوری جدی صدور انقلاب استفاده کنیم. واقعیت قصه این است که خیلی موفق نبودیم در این حوزه، به چه علت؟ به علت شرایط حج، به علت مدیریت سازمان حج و زیارت، به علت فقدان حلقههای میانی و رهبران اجتماعی برای استفاده از این موقعیت. به هر دلیلی ما خیلی موفق نبودیم.
اربعین یک دریچه جدی تازه برای ما برای صدور انقلاب با فناوری گسترش هستههای مقاومت امتی ایجاد کرده است در سراسر عالم. اگر ما میگوییم خونخواهی نهضتی، حتماً یکی از راهکارهای جدی ما دقیقاً همین راهکاری است که حضرت امام پیش روی ما میگذارد: شکلگیری هستههای مقاومتی که با این مأموریت در سراسر دنیا شکل میگیرند و میخواهند این مأموریت را پیش ببرند.
عرض آخر این است که اربعین فناوری کثرت، تنوع و اختلاف را در عین اخوت، وحدت و حرکت مشترک پیش روی ما میگذارد. ما در ذهن ایرانی خودمان معمولاً از موضوع حرکت مشترک به شدت به سمت یکسانسازی حرکت میکنیم. یعنی خونخواهی چه شکلی قشنگ است؟ همه یک نوع پرچم بالا بیاورند، یک نماد بزنیم و این نماد را بدهیم چاپ کنیم و همه با هم یک چیز بیاید، همه با هم یک شعار بدهند، همه با هم یک رنگ بپوشند. به خاطر همین اصلاً شوراهای هماهنگی و برنامهریزیهای اجتماعی ما به سمت یکسانسازی میرود وقتی میخواهیم حرکت عمومی را رقم بزنیم. اما اربعین به ما نشان داده که ما میتوانیم تنوع، کثرت و اختلاف در عین وحدت و حرکت مشترک رقم بزنیم و این فناوری به ما کمک زیادی میکند که تنوع و اختلاف و کثرت را به رسمیت بشماریم در امر خونخواهی و به دنبال این باشیم که چگونه میتوانیم کثرت در عین وحدت را رقم بزنیم. این یکی از نکاتی است که اربعین و فناوری اربعین میتواند به ما یاد بدهد و ما میتوانیم از آن اخذ کنیم.
برای دانلود فایل صوتی اینجا را کلیک کنید










نظر شما